یه روزی آقای کلاغ ، به قول بعضیا زاغ
رو دوچرخه پا میزد ، رد شدش از دم باغ
تصوير
پای یک درخت رسید ،صدای خوبی شنید
نگاهی کرد به بالا ،صاحب صدا رو دید
----
یه قناری بود قشنگ،بال و پر،پُر آب و رنگ
وقتی جیک جیکو میکرد،آب می کردش دل سنگ
تصوير

قلب زاغ تکونی خورد ،قناری عقلشو برد
توی فکر قناری،تا دو روز غذا نخورد
تصوير
روز سوم کلاغه،رفتش پیش قناری
گفتش:عزیزم سلام،اومدم خواستگاری!
تصوير
نگاهی کرد قناری،بالا پایین راست و چپ
پوزخندی زد و به کلاغ،گفتش که عجب!عجب!
منقار من قلمی،منقار تو بیست وجب!
واسه چی زنت بشم؟مغز من نکرده تب!
کلاغه دلش شیکست،ولی دید یه راهی هست!
برای سفر به شهر،بارو بندیلشو بست.
یه مدت از کلاغه،هیچ کجا خبری نبود،
وقتی برگشت به خونه،از نوکش اثری نبود!
----
داده بود عمل کنن منقار درازشو
فکر میکرد این بارمیخره،قناریه نازشو!
تصوير
باز کلاغ دلش شیکست،نگاه کرد به سر و دست!
آره خب،سیاه بودش!اینجوری بوده و هست!
---
دوباره یه فکری کرد،رنگ مو تهیه کرد!
خودشو از سر تا پا،رفت و کردش زردِ زرد!
رفتش و گفت:قناری!اومدم خواستگاری!
شدم عینهو خودت،بگو که دوسم داری!
اخمای قناریه،دوباره رفتش تو هم!
تصوير
موهای روی سرت،وای که هستش خیلی کم!
فردا روزی تاس میشی،زندگیمون میشه غم!
----
کلاغه رفتش خونه،نگاه کرد به آیینه
نکنه خدا جونم!سرنوشت من اینه!؟
تصوير
ولی نا امید نشد،رفت تو فکر کلاگیس
گذاشت اونو رو سرش،تُفی کرد و با دو تا لیس!
کلاه گیس چسبیدش،خیلی محکم و تمیز!
روی کله ی کلاغ،نمیخورد حتی یه لیز!
--

تصوير
نگاه که خوب میکنم،میبینم گردنتو!
یه جورایی درازه،نمی شم من زن تو!

کلاغه رفتشو من،نمیدونم چی ج.ری
وقتی اومدش ولی،گردنش بود اینجوری:
تصوير
خجالت نمیکشی؟واسه گوشتای شکم!؟
دوست دارم شوهر من،باشه ژیمیناست دست کم!
---
دیگه از فردا کلاغ،حسابی رفت تو رژیم،
می کردش بدنسازی،بارفیکس و دمبل و سیم،
بعدش هم میرفت تو پارک،می دویید راههای دور،
آره این کلاغ ما ،خیلی خیلی بود صبور!
تصوير
واسه ریختن عرق،میکردش طناب بازی!
ولی از روند کار،نبودش خیلی راضی،
پاشدش رفتش به شهر،دنبال دکتر خوب،
دو هفته بستری شد،که بشه یه تیکه چوب!
----
قرصای جور و واجور،رژیمای رنگارنگ!
تمرینای ورزشی،لباسای کیپ و تنگ!
آخرش اومد رو فرم،هیکل و وزن کلاغ!
با هزار تا آرزو ،اومدش به سمت باغ!
تصوير
وقتی از دور میومد ،شنیدش صدای ساز،
تنبک و تنبور و دف،شادی و رقص و آواز!
دل زاغه هُری ریخت!نکنه قناریه؟
شایدم عروسیِ بازایِ شکاریه؟!
تصوير
دیدش ای وای قناری،پوشیده رخت عروس!
یعنی دامادش کیه؟طاووسه یا که خروس؟
هرکی هست لابد تو تیپ،حرف اولو میزنه!
توی هیکل و صورت،صد برابر منه!


کلاغه رفتشو دید،شوهر قناری رو!
شوکه شد نمیدونست،چیز اصلِ کاری رو!

میدونین مشکل کار،از همون اول چی بود؟
کلاغه دوچرخه داشت،صاحب با ام وِ نبود!
تصوير