
هر جا که میروم ز غمت دیده پر نم است
هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است
یک لحظه بی محبت تو کی کشم نفس
دنیای بی حسین، برایم جهنم است
عمری گریستم ،که موظف، به گریه ام
گر، نه فلک، به گریه شود، باز هم کم است
در مکتب تو، بحث سفید و سیاه نیست
نام تو افتخار خداوند عالم است
شرح غلام ترک تو ، متن کتابهاست
یک موی او به قیمت صد جام و صد جم است
مریم که در کتاب خدا ذکر نام اوست
یک زینب تو اسوه و استاد مریم است
انگشتری که هست در انگشت مصطفی
بی شبهه نام نامی تو نقش خاتم است
یک کشتی نجات به امت دهد نجات
فرمایش نبی است حدیث مسلّم است
نی هم، اعتراف نموده به آن حدیث
حکم تو یا حسین ز هر حکم محکم است
در یوم حشر عفو تو، عفو عمومی است
از یک کنار حکم نمایی که در هم است
گفتم به دل، که این همه دلواپسی چرا؟
عشق حسین، برای شفاعت فراهم است
اوضاع روزگار اگر نامنظم است
ای ناظم الامور تو کارت منظم است
اشکی که در عزای تو جاری شود ز چشم
سوگند می خورم که ز مجرای زمزم است
یک یا حسین گفتن من رمز آبروست
نام حسین ترجمه اسم اعظم است
زخمی است زخم عشق که گویند بی دواست
اما نگاه مرحمت دوست مرهم است
خوش زاد ریزه خوار حسین باش و اهل بیت
تحت عنایت است گدایی که محرم است
شبی ساکت و دلگیر( کربلا)
شبی ساکت و دلگیر
خودم بودم و قلبی که ز غم بسته به زنجیر
وهنگام اذان بود که پیچید در آفاق، همه جا نغمه
ی تکبیر
نوشتند که هنگام اذان دست به دامان خدا باش
و مشغول دعا باش
که آن لحظه بود لحظه ی شیرین اجابت
و باز است به درگاه الهی در رحمت
شدم غرق عبادت
دو چشمم پر از اشک شد و روی لبانم همه سوگند
که یا رب تو رهایم کن از این بند
و گفتم به خدا بین دعایم که دلتنگ اذان حرم کرب و بلایم
سلام على أرض كربلاء
همان جا که دل از سوز فراقش شده بیتاب
همان جا که زده دست به دامان زمین خوشه ی مهتاب
همان وادی سوز و عطش و درد
همان وادی شرمندگی آب
همان وادی پاک حرم حضرت ارباب
همان جا که زمینش همه نور است حضور است
حماسه است، غرور است پر از شور و شعور است
شرفمندتر از وادی طور است
و فرش حرمش از پر حور است
وبر مهدی زهرا همه شب راه عبور است
همانجا که حرم خانه ی دل هاست
وعشقش همه در آب و گل ماست
عبادتگه موسی است
دخیل حرمش حضرت عیسی است
زیارتگه زهراست، و زیباست
خدا محو تماشاست
که یک سو حرم شاه، و یک سو حرم حضرت سقاست
سلام علی ارض کربلا
مکانی که قدم رنجه نموده است گل یاس
تمامش کند از عشق و احساس
به لبهاش بود ذکر ابالفضل و دریای دو چشمش پر الماس
همان کعبة کوچک کفالعباس
مکانی که در آن عشق زند موج لبانت
همان جا که زند پر دل من هر دم و هر شب
همان جا که به خاکش همه جا هست
نشان از قدم محترم حضرت زینب
همان خاک که بدر واحد وخندق واحزاب وحنین است
همان جان که زمین معرکه ی عشق حسین است
خیابان بهشتی که معروف به بینالحرمین است
دوباره به سما رفت شررهای دعایم
وگفتم به خدایم که دلتنگ اذان حرم کرببلایم
سلام على أرض كربلاء
چادر حجاب برتر (شعر در مورد حجاب برتر)- نظر مراجع تقلید درمورد حجاب برتر
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای :
چادر ، هم بهترین نوع حجاب است و هم یک نشانه ی ملی ماست که هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی از زن ندارد .اگر واقعاً کار اجتماعی ، کار سیاسی و کار فکری به معانی تحرک باشد لباس رسمی زن می تواند چادر باشد که بهترین نوع حجاب است.
حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره) :
سزاوار است خانمها از چادر استفاده کنند چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعائر اسلام می باشد و با حفظ این شعار رسمی سعی کنند بانوان محترم حرکت دشمن علیه حجاب برتر را خنثی کنند.
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی:
چادر بهترین پوشش برای خانمهاست چون تمامی مفاتن بدن را می پوشاند . خانمهای مسلمان باید آداب و سنن اسلامی را در لباس پوشیدن مراعات کنند و از تجدد گرایی مضر پرهیز کنند.
حضرت آیت الله العظمی سیستانی:
چادر حجاب برتر است و سزاوار نیست زنهای مومن بدون چادر وارد جامعه شوند.
حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره):
چادر حجاب پسندیده است .
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی :
بی شک چادر حجاب برتر است.
حضرت آیت الله ملکی تبریزی(ره):
پوشیدن بدن بر زن واجب و بهترین نوع پوشش واجب همان چادر مشکی است که زنهای مومنه خود را با آن می پوشانند.

بشنو از چادر که در توضیف زن است / تار و پودش باتومی گوید سخن
تار و پودم را شرافت تافته / تا شرافت را به عصمت بافته
در کلاس حفظ تقوا و شرف / دختران دُرند و چادر چون صدف
بهترین سرمایه زن چادر است / شیوه زهرا و زینب چادر است
حفظ چادر حافظ ناموسهاست / پاسدار حیله جاسوسهاست
حفظ چادر سد فحشا می شود / رو سفیدی نزد زهرا می شود
پايگاه اينترنتي استاد شهرام ناذري
تمامي آهنگها و آلبومهاي استاد شجريان
پیغام گیر بزرگان
پیغام گیر سعدی:
از آوای دل انگیز تو
مستم
نباشم خانه و شرمنده
هستم
به پیغام تو خواهم گفت
پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی
به دستم
.....
پیغام گیر فردوسی :
نمی باشم امروز اندر
سرای
که رسم ادب را بیارم به
جای
به پیغامت ای دوست گویم
جواب
چو فردا بر آید بلند
آفتاب
پیغام گیر خیام:
این چرخ فلک عمر مرا
داد به باد
ممنون توام که کرده ای
از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه
فروش
آیم چو به خانه پاسخت
خواهم داد!
پیغام گیر منوچهری
:
از شرم به رنگ باده
باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی
گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ
دهمت
زان پیش که همچو برف
گردد رویم!
پیغام گیر مولانا
:
بهر سماع از خانه ام
رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا..
خندان شوم شادان شوم !
برگو به من پیغام
خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ
دهم..جان تو را قربان شوم!
پیغام گیر بابا طاهر:
تلیفون کرده ای جانم
فدایت!
الهی مو به قوربون
صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل
برایت !
پیغام گیر نیما
:
چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی
که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح
آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره
های یوش
پیغام گیر شاملو
:
بر آبگینه ای از جیوه ء
سکوت
سنگواره ای از دستان
آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور
شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تآنگاه که توانستن
سرودی است
پیغام گیر سایه
:
ای صدا و سخن توست
سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره
ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و
شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز
شوم بی نیاز کتمان
پیغام گیر فروغ
:
نیستم ... نیستم ...
اما می آیم ... می آیم ... می آیم ...
با بوته ها که چیده ام
از بیشه های آن سوی دیوار می آیم ... می آیم ... می آیم ...
و آستانه پر از عشق می
شود
و من در آستانه به آنها
که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد
..
